نویسنده: دکتر ایرج توتونچیان / استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا(س)

اشاره: ششم خرداد ۹۴، همایش نیم روزه­ای با همکاری مشترک انجمن حامیان فرهنگ قرض الحسنه و کارآفرینی اجتماعی و نیز پژوهشکده سیاست­گذاری علم، فناوری و صنعت دانشگاه صنعتی شریف در محل آمفی تئاتر دانشکده صنایع دانشگاه تهران برگزار شد. به جهت اطلاع دقیق­تر علاقه­مندان از محتوای مطالب ارائه شده در این نشست که با عنوان «کارآفرینی و کسب و کار اجتماعی در ایران» تدارک دیده شده بود، تعدادی از سخنرانی ها و ارائه های این برنامه به شکل تفصیلی در وبسایت انجمن بارگذاری خواهد شد. این یادداشت، به ارائه محتوای سخنرانی آقای دکتر ایرج توتونچیان، پژوهشگر حوزه اقتصاد اسلامی، می­پردازد.

 

 

 

 

 

 

“در اقتصاد اسلامی کارکردن عبادت است و بر خلاف نظام سرمایه داری باعث مطلوبیت می­شود”

من سال­هاست در موضوع اقتصاد اسلامی کار میکنم و گرچه فقط دو بار مدیرعامل بانک قرض­الحسنه رسالت را دیده ام؛ ولی برکتی را در فعالیت ایشان می بینم که ارتباط تناتنگ آن با مفاهیم اقتصاد اسلامی را احساس می کنم. بعنوان مثال اگر بخواهیم به یکی از این جنبه­ها توجه کنیم، سیستم بانک قرض الحسنه رسالت در یک حرکتِ خلاف جریان آب، به مردم می­گوید که اگر راستگو هستید، ما به شما جایزه می­دهیم و می­توانید از ما وام بگیرید. منظورم این است که در سیستم بانکیِ بسیار بدی که در کشور ما وجود دارد اغلب افراد مجبورند دروغ بگویند یا سند جعلی و فاکتور جعلی ارایه کنند تا بتوانند وام بگیرند. رشد از پایین به بالایی که بانک قرض الحسنه رسالت داشته یک نمونه از تاثیر مبانی اقتصاد اسلامی بر رشد اخلاقی جامعه است. یک زمانی من فرضیه ای را مطرح کردم که اگر ۵ درصد از دروغگویی در جامعه کم شود، آنگاه رشد اقتصادی­ کشور افزایش پیدا خواهد کرد. زیرا راستگویی باعث می­شود که بسیاری از کارها در کشور راحت­تر و منظم­تر پیش بروند. گر چه این فرضیه براحتی قابل آزمون نیست ولی بسیار معقول و منطقی بنظر می­آید.

برخی معتقدند که اسلام حتی یک مکتب اقتصادی ندارد؛ ولی من شدیدا با ایشان مخالفم و فکر میکنم که زمانی که کسانی نتوانستند پایه­های نظام اقتصادی را از این مکتب استخراج کرده و بصورت یک الگو در بیاورند، ادعا می­کنند چنین چیزی وجود ندارد.

من در ادامه سعی میکنم یکی از تفاوتهای اقتصاد اسلامی را با اقتصاد رایج فعلی تببین کنم.

دراقتصاد اسلامی با استناد به آیات و روایات متعدد، «کار، تلاش و فعالیت» باعث مطلوبیت می­شود؛ اما در ادبیات اقتصاد رایج، کار باعث عدم مطلوبیت می­شود و فقط به این خاطر است که دستمزد حاصل از کار کردن مطلوبیت دارد و عدم مطلوبیت ناشی از کار کردن را جبران کرده و به این علت آنرا می­پذیریم. در اقتصاد اسلامی، کار به تنهایی و نه بخاطر دستمزد ستوده شده است. شاهد این مدعا، آیات و احادیثی است که در مذمت بیکاری حتی در عین بی نیازی نازل شده است. تفاوت در این پیش­فرض باعث می­شود نتایج اقتصاد اسلامی و اقتصاد رایج همخوانی نداشته باشد.

اگر یک مدل اقتصادی بسازیم که در آن بجای نیروی کار در معادلات اقتصادی، کوشش افراد را وارد کنیم (کوشش یعنی: تلاش با تمام توان در جهت نیت صحیح و با رعایت امانت و دلسوزی که خودش به تنهایی باعث مطلوبیت افراد می­شود)، آنگاه حتی حداکثر سود هم نسبت به حالتی که نیروی کار داریم بیشتر خواهد شد؛ البته باید حواسمان باشد که سود بیشتر در این مدل هدف نیست، بلکه یک نتیجه جانبی است که در کنار هدف اصلی حاصل می­شود و هدف اصلی همان رفاه اجتماعی و نیت های خیر و انسان دوستانه است که کارآفرین اجتماعی و افراد شرکت به دنبال آن هستند. (من در تحقیقات خود این مدل را نوشته ام اما در این یادداشت مجالی برای توضیح آن نیست).

بعضی­ها می­گفتند که شاید قرض الحسنه باعث افزایش تنبلی و تن­پروری در کشورهای مسلمان بشود، در حالی که با توجه به نمونه­های درخشانی که از قرض الحسنه صوری مانند بانک قرض الحسنه­ی رسالت در ایران وجود دارد می­بینیم که، قرض الحسنه باعث می­شود که شان و منزلت آدمیزاد حفظ شود و انسان دستش را به گدایی بسوی کسی دراز نکند و بلکه کسی که قرض می گیرد حتی با همت بیشتر در جهت انجام امور سودآور تلاش می کند تا دین خود را بازگرداند. میزان پایین و قابل اغماض مطالبات معوقه در بانک قرض الحسنه رسالت شاهدی بر این مدعاست.

قرض الحسنه دریچه ایست برای رسیدن به اعمالی که تا حدودی از تصورشان غافل هستیم و وقتی روابط اجتماعی ناشی از انفاق و قرض الحسنه و سایر عقود اسلامی از جمله مشارکت و صدقه بدرستی در جامعه شکل بگیرد، روحیه تعاونی ای شکل خواهد گرفت که باعث ایجاد همبستگی می­شود و به برکت این همبستگی مردم با نیازهای هم آشنا می­شوند و مشکلات یکدیگر را رفع می­کنند و رشد معنوی جامعه نیز بیشتر خواهد شد.