خلاصه جلسه شماره ۱۰۱ از سلسله جلسات شنیدن تجربیات کارآفرینی با دغدغه¬های اجتماعی و معیشتی

i

در تاریخ ۱۴م اردیبهشت پای صحبت مردی نشستیم که از میان تک تک کلماتش میشد به دردسرهای اجرایی و عملیاتی طرح های کارآفرینی اجتماعی پی برد (توجه کنید که یکی از معیارهای بنیاد آشوکا برای پیدا کردن کارآفینان اجتماعی، داشتن یک ذهن عملیاتی است). البته به غیر از ۱۵ سالی که سراسر از تجربیات اجرایی آکنده بوده، ایشان سری هم در نظر دارد و درباره یک برنامه توسعه که برای استان کرمان نوشته توضیحاتی داد. این برنامه ی توسعه پیشنهاد میکند  توسعه سلولی داشته باشیم به این معنی که یک نمونه قابل تکثیر را به بار بنشانیم و آن را تکثیر کنیم. …. در ادامه خلاصه ای از توضیحات ایشان را می بینید:
i

مهدی نصری هستم و پس از فارغ التحصیلی(۱۳۷۸)،  چون دوست داشتم که کسب وکار خودم را راه­ اندازی کنم، در کرمان شرکت بسته بندی سبزیجات را تاسیس کردم چون با یک هزینه بسیار اندک، می­توان اشتغالزایی زیادی را ایجاد کرد. و حدود ۱۱نفر تمام وقت استخدام شدند.

چون من سرمایه اولیه را یکی از موارد کم اهمیت می­دانستم، همچنین بخاطر شراکت غیر اصولی، اشتباه در پیش بینی از بازار و همچنین کار کردنم بصورت همزمان در تهران و کرمان  شکست خوردم و ورشکسته شدم (حدود ۱۳۸۱).  دهه ۱۳۸۰ تجربیاتی در زمینه های روبرو داشتم: بسته بندی خشکبار، صنایع غذایی،  بسته بندی قند، شکر  و مرکبات و محصولات گلخانه ای، شبکه عرضه این محصولات در تهران، فست فود غذای سالم در ابعاد کوچک، کار چرمی، صادرات صنایع دستی به خارج از کشور، شرکت خدمات توریستی و مدیریت تیم های کارآفرینی اجتماعی داشتم.

واما الان، بعنوان پیمانکار تهیه مواد آماده (سالاد) در کنار یک آشپزخانه صنعتی که مجوز دارد، برای چهار خانم بیکار که یکیشان کارتن خواب بوده، برایشان کار ایجاد کرده ام و خودم در کنار سایر کارهایم بر این مجموعه نظارت میکنم.در ضمن یک پروژه دیگر که قابل تکثیر سلولی است را نیز تا حدی اجرایی کرده ام و آن، تولید غذای خانگی نیمه آماده است. بعنوان مثال قرمه سبزی با همان طعم خانگی اش، بصورت نیمه آماده…

 

جملات کلیدی

از میان حرفهای مهدی این سه جمله را بسیار آموزنده یافتیم:

ما باید بدنبال اشتغال نباشیم بلکه، باید کسب و کاری را را­اندازی کنیم که به تبع آن اشتغال هم ایجاد شود. ولی اگر بدنبال ایجاد اشتغال باشیم، ممکن است هیچ وقت به هدف اصلی هم نرسیم. کهمدل توسعه پیشنهادی من برای این هدف، توسعه­ی سلولی است.

مشارکت، و کارآفرینی بصورت مشارکتی، خیلی نکات خاصی دارد که لازم است به آن توجه کرد از جمله اینکه باید کار برای هر دو مشارکت کننده به یک اندازه مهم باشد.